12.28.2009

منصوره شجاعی دستگیر شد

ساعت یک و نیم بامداد. زنگ بی موقع تلفن و دلی که می لرزد: خاله ببخشید بیدارتان کردم. مامان را بردند.
ـ به نسرین ستوده گفتی؟
ـ آره ولی تا صبح هیچ کاری نمی تونه بکنه.
ـ داروهاشو برد؟
ـ آره همه رو برد.
ـ حالش خوب بود؟
ـ آره خوب بود اما تو باور نکن


2 Comments:

At 9:36 PM, Anonymous سمانه موسوی said...

میترا جان
بسیار متاسف شدم

ما هم دست بردار نیستیم

 
At 4:58 AM, Blogger asieh.amini@gmail.com said...

mitraye azizam joz taasof chizi nadaram begam. saboor bashim va omidvra vali na sazeshgar

 

Post a Comment

<< Home