منصوره شجاعی دستگیر شد
ساعت یک و نیم بامداد. زنگ بی موقع تلفن و دلی که می لرزد: خاله ببخشید بیدارتان کردم. مامان را بردند.
ـ به نسرین ستوده گفتی؟
ـ آره ولی تا صبح هیچ کاری نمی تونه بکنه.
ـ داروهاشو برد؟
ـ آره همه رو برد.
ـ حالش خوب بود؟
ـ آره خوب بود اما تو باور نکن
ـ به نسرین ستوده گفتی؟
ـ آره ولی تا صبح هیچ کاری نمی تونه بکنه.
ـ داروهاشو برد؟
ـ آره همه رو برد.
ـ حالش خوب بود؟
ـ آره خوب بود اما تو باور نکن

2 Comments:
میترا جان
بسیار متاسف شدم
ما هم دست بردار نیستیم
mitraye azizam joz taasof chizi nadaram begam. saboor bashim va omidvra vali na sazeshgar
Post a Comment
<< Home