11.04.2007

دلارام علی

یک ساعت پیش منصوره خبر دلارام رو داد. رفتم سراغ ایمیلم و دیدم وای... چه خبره. از در و دیوار داره پیام میریزه. به بچه های این طرف خبر دادم. به هرکی که عقلم قد می داد. بچه ها خبرکنفرانس مطبوعاتی امروز رو کار کردن ولی تلفن دلارام جواب نمی داده و نتونستن با خودش حرف بزنن. باید یک کاری کرد. دلارام به خاطر کتک خوردن و روی زمین کشیده شدن و شکسته شدن دستش توسط سربازان امام زمان داره میره زندان. هنوز یک ماه از عروسی دلارام نگذشته. تو را به خدا کاری کنید

3 Comments:

At 11:36 PM, Anonymous hees said...

دوست عزیز خوشحال میشم که به شما کمک کنم . اما لصفا شما شماره خودتان را بای من ایی میل کنید و تا ساعت 19 به وقت ایران این کار را بکنید که بتوانم کمکتان کنم .

 
At 8:46 PM, Anonymous www.3panj.com said...

سلام...گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد....گاهی روزها می گذرد.بدون اینکه آب ازآب تکان بخورد.پرده ای کناربرود یعنی عکسی بشود توی یک قاب عکس آن هم کهنه بزند....ودراین..این درآرامش لعنتی.چیزی جزحس جانکاه پوچی برایمان نمی ماند.گاهی هم زندگی مثل همیشه است ..باراما ما هستیم که فرق می زنیم..فرق داریم نه از وسط سرمان...که دلمان یک چیزخاص می خواهد.یک هیجان خاص یا حتی نه..یک رویایی مرده ..اگردوست داشتید برای ماکارهایتان رابفرستد...اگردوست داشتید مارا لینک کنید..با امید روزهای بهتر در آینده....

 
At 11:59 PM, Anonymous جواد لگزیان said...

کاش این راههای دور را رسیدنی بود
و این ناهمواری را تحمل کردن
را سرانجامی...

 

Post a Comment

<< Home