يك پيروزي ديگر براي زنان
مصاحبهام با هما ارجمند در مورد دادگاههاي اسلامي در كانادا تقريبن بدون سانسور در اينجا منتشر شد. خوشحالم از اين پيروزي براي زناني كه در كانادا زندگي ميكنند.
دستنوشتههای میترا شجاعی
مصاحبهام با هما ارجمند در مورد دادگاههاي اسلامي در كانادا تقريبن بدون سانسور در اينجا منتشر شد. خوشحالم از اين پيروزي براي زناني كه در كانادا زندگي ميكنند.
امروز فهميدم كه وبلاگم در ايران فيلتر شده. هرچند كه در اين مدت به دليل مشغوليتهاي يادگيري زبان خيلي كم در وبلاگم مينوشتم اما با اين حال از خواندن اين خبر دلگير شدم. فكر ميكنم چه سودي دارد نوشتنم وقتي عزيزترينهايم نتوانند آن را بخوانند. چه سود ازگفتن وقتي شنواترين گوشها نتوانند بشنوند. چه سود از گلايه كردن، اشك ريختن و در زمانش خنديدن وقتي همراهي از «خانه» با تو نباشد.
ديروز در كلاس زبان صحبت از آشپزي و نوع غذاهاي مليتهاي گوناگون بود. دختر ترك كه درس وكالت خوانده توضيح ميداد كه در تركيه سه وعده غذاي كامل در روز خورده ميشود: صبحانه، نهار و شام و هرسه اين وعدهها نيز بايد كامل و با مخلفات سرو شود. من هم گفتم كه در ايران نيز دقيقن همينطور است به اضافه يك وعده عصرانه كه معمولن در تابستانها خورده ميشود.و بعد توضيح داديم كه هم در ايران و هم در تركيه آشپزي بسيار طولاني و وقتگير است چرا كه ما اكثر غذاها را هم سرخ ميكنيم و هم ميپزيم در ضمن بيشتر غذاها نيز از دو بخش تشكيل شده مثل يرنج و خورشت يا برنج و مرغ يا كباب و در حقيقت ما در هر وعده دو غذا بايد آماده كنيم.زن اندونزيايي كه در تمام اين مدت با تعجب به ما نگاه ميكرد گفت: معني اينها اين است كه زنان ايراني و ترك وقت زيادي براي آشپزي دارند! براي او توضيح داديم كه چنين نيست. الان اكثر زنان هم در تركيه و هم در ايران در خارج از خانه نيز كار ميكنند و در حقيقت مجبورند دوبرابر مردان كار كنند هم در خانه و هم در بيرون. زن اندونزيايي با خونسردي گفت: خوب نكنند! و بعد توضيح داد كه ما در اندونزي صبحانه نداريم جون وقت درست كردنش را نداريم. براي صبحانه فقط يك ليوان شير يا قهوه مينوشيم. غذاهايمان هم بسيار ساده و راحت است و حداكثر در نيم ساعت آماده ميشود چون اكثر زنان اندونري شاغلند و وقت زيادي براي آشپزي ندارند.
امروز اولين روز كلاس زبان آلمانيام بود. كلاسي از طرف اداره فدرال آلمان براي خارجيان كه در آن ضمن يادگيري زبان آلماني با فرهنگ اينجا نيز آشنا ميشوند. طبق قانون جديد آلمان از ابتداي سال 2005 ميلادي تمام خارجيان موظف به گذراندن اين دوره 600 ساعته هستند.
اين نوع كلاس در مكانهاي مختلف برگزار ميشود. اما اين يكي مخصوص خانمها و در منطقهاي از شهر قرار دارد كه تعداد خارجيان به نسبت زياد است. در كنار كلاس هم اتاقي پر از اسباب بازي براي كودكان وجود دارد و يك خانم آلماني هم مسئول نگهداري از كودكاني است كه مادرانشان در اتاق بغلي مشغول يادگيري زبان آلماني هستند و تمام اين امكانات نيز رايگان است.وقتي زبانم كاملتر شد حتمن از خود اين مركز گزارشي تهيه ميكنم.
امروز دركلاس ما غير از من دو خانم ايراني، دو خانم كرد از تركيه، يك اسپانيايي، يك سياهپوست كه هنوز نميدانم از چه كشوري است و خانمي از كشور پرو حضور داشتند.
زمان زنگ تفريح صحبت از ازدواج شد. معلم آلماني گفت كه ميخواهد بعد از 7سال زندگي مشترك با همخانهاش ازدواج كند. پرسيدم وقتي همينطور در كنار هم احساس خوشبختي ميكنيد چرا قصد ازدواج داريد؟ گفت فقط براي بعد از مرگ!! اگر يكي از ما بميرد آن ديگري هيچ سهمي از اموال او نميبرد. او گفت دو تا از دوستان ما كه 60 ساله و 65 ساله هستند و 20 سال است كه با هم زندگي ميكنند به همين دليل تصميم به ازدواج گرفتهاند چون بعد از ازدواج وقتي يكي از زوجين فوت كند تمام اموال مشترك و غير مشترك آنها به آن ديگري ميرسد ولي اگر ازدواج نكردهباشند فرد زنده مانده هيچ سهمي از اموال نميبرد.
براي آنها توضيح دادم كه در ايران چنين نيست و بعد از مرگ شوهر، زن تنها بخشي از اموال او را صاحب ميشود حتا اگر اين اموال تمامن بعد از ازدواج به دست آمده باشد و بقيه اموال به فرزندان و مادر مرد ميرسد و اگر مرد هيچ وارثي غير از زن نداشته باشد هم باز تنها بخشي از اموال به زن ميرسد و بقيه از آن دولت است!
معلم آلماني كمابيش با قوانين ايران در مورد زنان آشنايي داشت. اما زن پرويي كم مانده بود از تعجب شاخ دربياورد. وقتي براي او گفتم كه بعد از طلاق هم هيچ چيز به زن نميرسد الا مهر او كه آن را هم اگر بتواند با بدبختي بايد به دست بياورد و كودكان نيز تنها تا 7سالگي ميتوانند پيش مادر بمانند تازه اگر مادر در اين مدت ازدواج كند اين حق را هم از دست ميدهد ديگر كم مانده بود ديوانه شود.
زنگ تفريح تمام شد و سؤالهاي زن پرويي ادامه داشت. در مورد كتك خوردن زنان و نداشتن حق طلاق و
… وقتي به طرف كلاس ميرفتيم از من پرسيد: زنان شما به اين همه قوانين ضد زن هيچ اعتراضي نميكنند و به زندگي عادي خود در ايران ادامه ميدهند؟در فرصت كمي كه مانده بود برايش توضيح دادم كه اعتراض صورت ميگيرد اما شكل حكومتي ايران اجازه هرگونه تغيير را از زنان سلب مي كند و
… دوباره پرسيد: مردانتان چه؟ آنها هيچ اعتراضي نميكنند؟فكر كردم تفاوت ديدگاه چقدر زياد است حتا با زني از كشور جهان سومي پرو. ما هنوز درگير كشاندن تمامي زنانمان به اين جبهه هستيم و او به اين فكر مي كند كه حق است مردان هم به اين قوانين غير انساني اعتراض كنند. به او نگفتم كه تمامي اين قوانين را مردان نوشتهاند.