5.26.2005

حريم شخصي

مرد از خواب بيدار ميشود. دوش مي‌گيرد تا خستگي شب قبل از تنش به در رود.زن حسابي اعصابش را به هم ريخته. هنوز خواب است. صورت كبودش را در بالش پنهان كرده تا مرد شرمنده نشود. مرد قهوه‌اي مي‌نوشد تا آثار خستگي كاملن از چهره‌اش رخت ببندد. لباس تميز و مرتب و اتوشده‌اش را مي‌پوشد و چون هميشه آراسته و تميز بيرون مي‌رود.

امروز هم چون روزهاي گذشته مرد نظر مي‌دهد، تئوري صادر مي‌كند، مي‌نويسد، مي‌گويد و كلي نظر و انديشه را با خود همراه مي‌كند. برايش ارزش قائلند. بسيار زياد. او يك نظريه‌پرداز پرقدرت، يك دموكرات اصيل و يك طرفدار واقعي حقوق بشر است. او حتا از تساوي حقوق زن و مرد هم طرفداري مي‌كند و زماني كه صحبت از فمينيسم مي‌شود هرجند با اگر و اما ولي در نهايت آن را مي‌پذيرد.

در بيرون از خانه همه او را قبول دارند و به او احترام مي‌گذارند و وقتي از گوشه و كنار مي‌شنوند كه او گاهي فقط گاهي همسرش را كتك مي‌زند، گوشهايشان را مي‌گيرند. وقتي مي‌شنوند كه او گاهي فقط گاهي فرزندش را در حمام زنداني مي‌كند تا خلاف حرف خود چيزي نشنود، موضوع بحث را عوض مي‌كنند. وقتي مي‌شنوند كه او گاهي فقط گاهي حرف از تأييد صلاحيت ميهمانان خانه توسط خودش و تنها خودش مي‌زند، رويشان را برمي‌گردانند. آنان كه در بيرون خانه نشسته‌اند معتقدند كه زندگي خصوصي هركس حريم شحصي اوست و نبايد به آن داخل شد حتا اگر در اين حريم شخصي كسي داشته باشد از فرط تنهايي و بي‌كسي و دلتنگي دق كند.

عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني پذيرفته شد. مذاكرات اتمي ايران با سران سه كشور اروپايي از بن بست خارج شد. اكبر گنجي يك هفته است كه در اعتصاب غذا به سر مي‌برد و رئيس سازمان زندانها مي‌گويد او اصلن اعتصاب غذا نكرده‌است. مجتبا سميع نژاد بيست و چند ساله به جرم وبلاگ نويسي به ارتداد محكوم شده. زهرا كاظمي در زندان‌هاي ايران كشته مي‌شود. ليلاي ناقص‌العقل كه از هشت سالگي به تن فروشي وادار شده به جرم فاسد كردن مردان پاك به اعدام محكوم مي‌شود و

زندگي خصوصي هركس حريم شخصي اوست و نبايد به آن داخل شد حتا اگر كسي در اين حريم، هرروز و روزي هزار بار زير شكنجه ذره ذره جان دهد.

5.23.2005

حكم حكومتي

«چنين اقدامي از جانب مقام معظم رهبري كه بر شوراي نگهبان اشراف دارد و اعضاي شوراي نگهبان مستقيم يا غيرمستقيم منصوب از طرف ايشان هستند امري طبيعي در چارچوب قانون و در جهت اصلاح روند انتخابات و استراتژي مشاركت حداكثري مردم در آن است و بايد از آن استقبال نمايند. و ما از هر اقدام قانوني در همه حال در جهت اصلاح امور استقبال مي نماييم.»
تعجب نكنيد! اين سخن را نه حدادعادل گفته و نه احمدي‌نژاد. اين نقل قول مستقيم آقاي شكوري راد رئيس ستاد انتخاباتي دكتر معين است كه اينگونه از حكم حكومتي طرفداري مي‌كند. پس اين حكم حكومتي آنقدرها هم كه مي‌گويند بد نيست بايد ديد شرايط چگونه اقتضا مي‌كند!!
واقعن جا دارد بر حال اين مردم گريست. اين مردمي كه قرار است سرنوشتشان به دست اين سياستمداران رقم بخورد و آينده فرزندانشان را اين صورتك‌هاي نام انسان بر خود نهاده تأمين كنند. مي‌خواهم از طرفداران دموكرات و آزادانديش معين سوال كنم كه با اين قضيه حكم حكومتي و تأييد صلاحيت دوباره معين توسط شوراي منتخب رهبر، آيا با ز هم به معين رأي مي‌دهند تا او در صورت رئيس جمهور شدن سوگند بخورد كه از قانون اساسي‌اي كه رهبر را ماوراي تمام قوانين مي‌داند
دفاع خواهد كرد؟

5.16.2005

«جنگ چيز خوبي نيست»

اين آلماني‌ها (نمي‌دانم در بقيه كشورهاي اروپايي هم اينگونه هست يا نه) دست جمهوري اسلامي را از پشت بسته‌اند!! براي عطسه كردن و سرفه كردن مسيح هم تعطيل عمومي دارند و درست به سبك بين‌التعطيلين‌هاي خودمان وقتي اين تعطيلي‌ها به آخر هفته مي‌خورد پس و پيش آن را هم تعطيل مي‌كنند. ديگر خسته شدم از اين همه تعطيلي‌هاي مذهبي. اما اين يكي براي من بد نشد. دو تا فيلم ديدم كه اتفاقن هردو به نوعي ضد جنگ بودند: دوئل از احمدرضا درويش و ترويا با بازي برد پيت. فكر نمي‌كنم كسي تا به حال مثل فيلم دوئل توانسته باشد پشت پرده جنگ و بازي كثيفي را كه بين قدرتها جريان دارد و هزاران تن را قرباني اهداف خود مي‌كند نمايش داده باشد يعني كسي تا به حال جرئتش را نداشته اين كار فقط از درويش برمي‌آمد و بس. (همان قضيه برادري و حق ارث و اين حرفها!!) اما فيلم زيبايي بود.
ترويا در حد فيلم ‌هاي هاليوودي بود نه بيشتر اما آنهم خيلي زيبا كثيفي جنگ را به نمايش گذاشته بود. جنگي كه هميشه براي هيچ شروع مي‌شود و با نابودي همه چيز به پايان مي‌رسد.
اگر تا به حال اين دو فيلم را نديده‌ايد، اگر هنوز فكر مي‌كنيد «جنگ چيز خوبي است» اگر همچنان معتقديد تنها راه رهايي ايران حمله نظامي است و يا حتا اگر خشونت را در خانه خود مجاز مي‌دانيد، حتمن اين دو فيلم را ببينيد.

5.08.2005

بچه ها! شما ديگه چرا؟

سرم داره گيج ميره. هر پنجره‌اي رو كه باز مي‌كنم بوي انتخابات به مشامم مي‌خوره. مهرانگيز كار پيشنهاد ميده كه يك چهره شناخته شده سياسي با وجهه بين‌المللي و ترجيحن طرفدار جدايي دين از سياست خودشو كانديد كنه و بعد هم توضيح ميده كه چه صلاحيت اين فرد تأييد بشه و چه نشه نتيجه به نفع جريان دموكراسي خواهي ملت ايرانه. علي كشتگر از تحريم فعال انتخابات حرف ميزنه. دويست و نمي‌دونم جند نفر از فعالان داخلي شركت در انتخابات رو مشروط به شروطي مي‌كنن كه در حقيقت همون ژنريك تحريم انتخاباته و جالب اينه كه نام عمادالدين باقي هم جزوشونه.
از طرف ديگه وبلاگ نويس‌هاي داخلي كه اكثرن بين بيست تا سي ساله هستن با شور و نشاط از شركت در انتخابات حرف مي‌زنن از انتقاد پذيري دكتر معين تعريف مي‌كنن و با دكتر معين ساندويچ مي‌خورن.
يك بغض تو گلومه. يك فرياد. دلم ميخواد همه بر و بچه‌هاي وبلاگ نويس داخلي صدامو بشنون. اگه ما هشت سال پيش با شور و شوق تو انتخابات شركت كرديم و با همه توان و نيرومون از خاتمي دفاع كرديم هنوز اصلاح طلبارو نشناخته بوديم. هنوز عجز و لابه‌هاي خاتمي رو براي اينكه با قانون اساسي فعلي نميشه بيشتر از اين كار كرد نشنيده‌بوديم. هنوز نمي‌دونستيم كه رئيس جمهوري كه معتقد به ولايت مطلقه فقيه باشه فقط يك پست فرمايشيه. ولي شما چرا؟
شما كه هنوز نامهايي مثل اكبر گنجي و مجتبا سميع نژاد رو براي تغيير اسم وبلاگهاتون دارين. شما كه همين ديروز همكار ميز بغليتونو از مجلس هفتم بيرون انداختن. شما كه شانزده آذر سال گذشته خاتمي تهديدتون كرد كه اگه ساكت نشين بيرونتون ميكنه. شما چرا؟
بچه‌‌‌ها ! بغض گلومو گرفته. شامه من بوي خيانت ميشنوه. بوي سواستفاده از عشق و هيجان و احساس جواني. بوي گند سياست كه باز هم ميخوان با عطر و طراوت جووني يك عده ديگه، اونو بپوشونن. اين شامه به من ميگه به ساندويچ خوردن معين دل نبنديدن.

5.01.2005

حزب كمونيست كارگري،من،نوشين احمدي و چند چيز ديگر

خانم مهرنوش موسوي سردبير نشريه «رهايي زن» لطف كرده و پاسخ مطلب «براي تغيير قوانين ضد زن چرا رفراندوم» مرا در شماره 30 اين نشريه(صفحه5) داده است. فقط نمي دانم چرا طبق قانون رسانه ها آن را براي سايت تريبون فمينيستي نفرستاده. اگر مايليد نظر حزب كمونيست كارگري را در مورد من و نوشين احمدي خراساني و مهرانگيز كار و جنبش رفراندوم و چند چيز ديگر بدانيد لطفن اينجا را بخوانيد.