دادگاه تاريخ
عهد كرده بودم جز براي زنان قلم به دست نگيرم اما مگر زن نبود آنكه ضجه مي زد بر بالاي جنازه فرزندش در شب "بم"؟ مگر زن نبود آنكه پيكر نان آورش را در آغوش گرفته بود و ملتمسانه به دوربين هاي ديجيتالي هزاره سوم مي نگريست و سهم خود را از عصر تكنولوژي و فناوري مي جست؟ مگر زن نبود آنكه پيكر نحيف و جوانش را در سپيدي كفن مي پيچيدند تا آرزوهايش را بر خاك كنند؟
از شما مي پرسم سهم زنان از هزاره سوم چيست؟ سهم كودكان چطور؟ اصلاٌ سهم انسان هايي كه در اين سوي دنيا زندگي مي كنند از فناوري و تكنولوژي چقدر است؟چرا هنوز ما بايد مثل انسانهاي اوليه از لرزش زمين بلرزيم و از خيزش آبها فرار كنيم؟
آقايان با شمايم با شما كه قراردادهاي چند ميلياردي خود را فداي جان هيچ انساني نمي كنيد0 با شمايم كه مصلحت اقتصادي تان در عقد قرارداد با رژيم بي لياقت و بي كفايت جمهوري اسلامي بر جان 40هزار انسان مي ارزد0
آي آقايان تا به كي چشمانتان را مي بنديد و گوشهايتان را مي گيريد0 اي مدعيان طرفداري از حقوق بشر! زنان و دختران و نيز مردان و كودكان ما در گورهاي بي كفايتي رژيم منحوس جمهوري اسلامي زنده زنده خفه مي شوند0 صداي ناله هايشان را از زير آوارها مي شنويد؟ باز هم قرارداد ببنديد و باز هم دست دوستي جانيان را براي دلار و يورو بفشاريد0
تاريخ شمارا قضاوت خواهد كرد0

0 Comments:
Post a Comment
<< Home